محمد بن هندوشاه نخجوانى
40
صحاح الفرس ( فارسى )
گفت : بيت دختر رز كه تو بر « 1 » طارم تاكش ديدى * مدتى شد كه بر آونگ سرش در كنب است فصل گاف گوشاب : « 2 » خواب « 3 » بود . فصل ميم « 4 » مكيب : لفظ نهى است يعنى « 5 » از راستى بكجى مرو « 6 » . در تلفظ به آن كسره را اشباع نبايد كرد « 7 » چنانچه شهيد « 8 » گفت : بيت يك تازيانه خوردى بر جان « 9 » از آن دو چشم * كز درد او بماندى مانند زرد سيب كى دل بجاى دارد در پيش چشم او * گر چشم را بغمزه بگرداند از فريب « 10 » يا رب بيافريدى رويى بدين مثال * خود رحم كن بر امت و « 11 » و ز راهشان مكيب « 12 » فصل نون « 13 » ناب : خالص و بىعيب و صافى باشد « 14 » . فرخى گفت : بيت ناب است هر آن چيز كه آلوده نباشد * زآنروى ترا گويم آزادهء نابى « 15 » و حكيم انورى گفت : بيت ياقوت ناب و آب فسردست و جام مى * آب طرب روان كن و ياقوت ناب خواه « 16 » و نصرة الدين « 17 » شرفشاه گفت : بيت قوت بدل ز جوهر جام عقيق ده * قوت روان ز چشمهء ياقوت ناب خواه « 18 » نهيب : خوف و ترس « 19 » باشد . عماره گفت : بيت چنان تافته بر كشم از نهيب * كه گشتم ز اندوه و غم ناشكيب « 20 » فصل واو « 21 » و ريب : كجى باشد و ناراستى . فردوسى گفت : بيت توانى برو كار بستن فريب * كه نادان همه راست بيند و ريب « 22 »
--> ( 1 ) - ك : در ( 2 ) - « لف 29 » : گوشاسب ( 3 ) - ك : باشد / ( « لف » : خواب ديدن باشد ) ( 4 ) - ك : عنوان را ندارد ( 5 ) - ك : « يعنى » ندارد ( 6 ) - ط : مىرود ( 7 ) - ك : قسمت اخير عبارت را ندارد ( 8 ) - ط : شهيدى ( 9 ) - ط : خوردى و بر جان ( 10 ) - ك : دو بيت اول را ندارد ( 11 ) - ك : يكى از دو « واو » را ندارد ( 12 ) - « لف 23 » : ( . . . بر جان از آن دو چشمش . . . در پيش چشمش او . . . كو چشمش را بغمزه . . . ) ( 13 ) - ك : عنوان را ندارد ( 14 ) - ك : « ناب - خالص و بيغش و روان و صاف باشد » ( 15 ) - ط : آزاده و تابى ( متن از فروزانفر ) ( 16 ) - ك : دو مثال اول را ندارد ( 17 ) - ك : انورى ( 18 ) - ك : قوت روان ز چشمهء جام عقيق خواه ( 19 ) - ك : ترس و خوف ( 20 ) - ك : مثال را ندارد ( 21 ) - ك : اين فصل و لغت آن را ندارد ( 22 ) - ط : وديب .